چند روز پیش یکی از دوستانم در مهدکودک مخملک گرفته بود و مامانم که تا حالا این بیماری را ندیده بود تصمیم گرفت تحقیقی در این زمینه بکند که حاصل آن در زیر آمده است:

مخملک بیماری است عفونی و مسری که در دوره کودکی ( بین 3 تا 7 سالگی) یعنی سنین کودکستانی فراوان تر دیده می شود.
در فصول سرما فراوان تر و شدیدتر ظاهر می شود.
میکروب این بیماری، " استرپتوکوک بتا همولیتیک "A می باشد.
راه سرایت :
سرایت مخملک اغلب بوسیله تماس با بیماران حاصل می گردد و کمتر دیده می شود که کسی به طور غیرمستقیم، یعنی از راه خوردن شیر و مواد غذایی آلوده، یا تماس با اشیای آلوده به این بیماری دچار شود. میکروب مخملک در ترشحات حلق و بینی وجود دارد. لذا توسط قطرات بزاق و خلط در اثر حرف زدن، سرفه و عطسه پخش و باعث آلودگی می شود. بیماری مخملک یک روز قبل از شروع و در تمام دوران استقرار، مسری است، حتی بعضی اوقات افراد بهبود یافته از مخلمک، در عین سلامتی ناقل میکروب هستند.
نشانه های مخملک:
دوران پنهانی مخملک سه تا پنج روز است، ولی در مخملک های شدید این دوره کوتاه تر بوده و به یک روز می رسد.
شروع ناخوشی به طور ناگهانی و همراه با لرز و تب ، گلودرد و استفراغ می باشد. در ابتدای ناخوشی، امکان لرزهای پی در پی بسیار است. از بدو شروع بیماری، تب شدید بوده و به 40 درجه سانتیگراد و بالاتر می رسد. در ضمن، نبض سریع و پوست خشک و سوزان می باشد.

گلودرد یکی از نشانه های مهم مخملک است. یک تا دو روز بعد از شروع بیماری، گلو کاملا قرمز و دردناک است و بلع دشوار می شود. روی زبان اصطلاحا باردار بوده، نوک و اطراف و زیر آن قرمز است.
مرحله دانه های قرمز (راش) پوستی: یک تا دو روز بعد از آغاز بیماری، دانه های قرمز پوستی از انتهای اندام ها ظاهر شده و در تمام بدن پخش می شوند. دانه های مخملکی معمولاً تمام پوست را فرا گرفته و آن را به صورت قرمز تندی (شرابی رنگ) در می آورد. قرمزی با فشار دست از بین می رود و دوباره برمی گردد.
دوران پوسته ریزی: پوسته ریزی مخملک از هشتمین روز بیماری تا 3 هفته ادامه دارد. هر چه راش های مخملک شدیدتر باشد، پوسته ریزی واضح تر می باشد. پوسته ریزی در دست و پا، به شکل فلسی و قطعات درشت و گاهی به شکل دستکش است و در قسمت صورت و بدن ریز و آردی شکل است. در جریان مخملک ممکن است موی سر و بدن هم بریزد و مدتی بعد مجدداً بروید.
پیشگیری:
بیماران مخملکی باید در اتاق مجزایی بستری شوند و تا مدتی که کشت گلوی آنها منفی نشده است از تماس با دیگران خودداری نمایند، اشیا و لوازم آلوده بیمار را باید ضدعفونی کرد.
تجویز بعضی داروها به اطرافیان بیمار از انتشار بیماری جلوگیری می کند، مراقبت حاملین سالم میکروب برای از بین بردن انتشار بیماری مفید است.
تکرار عفونت های استرپتوکوکی ممکن است سبب روماتیسم مفصلی حاد، کری
و عوارض قلبی گردد.
کشت ترشحات گلوی بیماران و جستجوی میکروب بیماری و درمان سریع آن باید انجام شود.
ممکن است عفونت استرپتوکوکی بدون بروز دانه های قرمز پوستی باشد (عامل بیماری اغلب در گلو و بینی جای می گیرد).
پاستوریزه کردن و به خصوص جوشاندن شیر قبل از مصرف آن، مفید است.
جلوگیری از تهیه و توزیع مواد غذایی توسط بیماران مخملکی یا افرادی که به گلودرد مخملکی دچار هستند.
ممانعت از فروش شیر گاوهایی که دمل پستان دارند.
پیش گیری از مخملک به وسیله مواد شیمیایی مانند پنی سیلین نیز میسر است. تکرار عفونت های استرپتوکوکی ممکن است سبب روماتیسم مفصلی حاد، کری و عوارض قلبی گردد، بنابراین جلوگیری دقیق آن بسیار مفید خواهد بود. این پیش گیری اهمیت خاصی دارد و از تعداد مبتلایان به روماتیسم می کاهد.
در خانواده های حساس به روماتیسم بهتر است کلیه افراد خانواده تحت کنترل دقیق، درمان و پیش گیری لازم قرار بگیرند:
1- برای پیش گیری کامل مخملک باید از انتشار استرپتوکوک (میکروب بیماری) و استقرار آن در گلوی افراد جلوگیری کرد.
2- معاینه دقیق گلوی مبتلایان به گلودرد برای جلوگیری از انتشار بیماری بسیار مفید است. مجزا کردن و مراقبت بیماران بعد از بروز نشانه های بیماری، ولی 48 ساعت بعد از به کار بردن پنی سیلین، سرایت گلودرد مخملکی و یا خود مخملک ناچیز می گردد.
برای درمان باید به پزشک مراجعه شود.
3 - ضدعفونی کردن گلو و وسایل به کار رفته بیماران در جلوگیری از سرایت مخملک ثمربخش می باشد.
4- نظافت کامل و آفتاب دادن اتاق ، وسایل و لوازم بیماران.
5- درمان اختصاصی بیماری به وسیله پنی سیلین که به سرعت می تواند آلودگی را از بین ببرد.
6- مخملک قرنطینه و اقدامات بین المللی ندارد.
برگرفته از سایت تبیان

کودک در بعضی از مراحل رشد ، حالت تهاجمی و مبارزهجویی به خود میگیرد. در هنگام تعلیم و تربیت کودک، مخصوصا در سن دوسالگی، لفظ « نه» برایش محکمترین کلمهای است که در اوج خشم و عصبانیت و دعواهای خویش در مقابل والدین به کار برده و حتی کمی در سنین بالاتر، بوسیله ی با پا به زمین زدن، از اطاعت کردن سرپیچی میکند.
این عکسالعمل کودک، نشانه داشتن شخصیتی نامناسب نیست، بلکه این حالت، هر بار که کودک، مرحله مهمی از رشد و تکاملش را پشتسر میگذارد ، ظاهر میشود. مقاومت، خشم و عصبانیت و امتناع او ، نشانگر شخصیتی است که در جستجوی بیان افکار خویش و جای دادن خود در بین والدین دارد.
این حالت تهاجمی و عصبانیت همیشه یک وضعیت بحرانی ایجاد میکند. مثلا مشکل کودک برای تطبیق دادن خویش با فشارها و اجبارهای جدید و ترک بعضی از عادتها نمونه ی از آن است، البته آن نیز خود بیانگر تحرک و پویایی و وجود نیروی زندگی در یک شخص در حال ترقی و پیشرفت است. اما بالاخره بحران از بین میرود و این مرحله نیز سپری شده و دوباره آسودگی و آرامش باز میگردد و دیگر کودک از خود مخالفت نشان نداده و مجددا تعادل خویش را باز مییابد. با وجود این، بروز حالت تهاجمی در کودک، نشانه بهرهمندی او از سلامتی کامل است، اما اگر این حالت، به طور مداوم در کودک تکرار شود ، به طوری که به صورت یک عادت در آید ، در اینصورت از یک اختلال و ناراحتی عاطفی خبر میدهد و در این زمان وجود این حالت تهاجمی، یک علامت هشدار دهنده برای والدین است.
به جای نتیجهگیری از اینکه کودکم غیرقابل تحمل است ، باید به دنبال علت آن بود. همچنین باید فهمید آیا او با این عمل سعی دارد نظر مادر بیتوجه و یا پدر بسیار مشغولش را به خود جلب کند؟ آیا او در اثر مشاجرهها و دعواها منقلب و پریشان شده است؟ آیا او حسادت نمیورزد؟ قبل از آنکه، این حالت تهاجمی، باعث آزار و اذیت کودک، در هنگام ارتباط با اطرافیانش شود ، باید علل آنرا جستجو کرد .
اگر این حالت در او تازه شروع شده باشد ، در این صورت تفریح و سرگرمی میتواند برای او موثر واقع شود. آنچه را که در مغزتان میگذرد ، ابراز کنید و در باره ی موضوعات ملموس با او صحبت کنید مثلا: « گنجشک قشنگ و کوچولو را ببین که لبه پنجره نشسته است، «آنجا را نگاه کن و ببین یک خانم در حال دویدن است، او با این سرعت کجا میرود؟» اگر نتیجه انجام این کار، موفقیتآمیز باشد، در این صورت ناراحتی و عصبانیت کودک از بین خواهد رفت، زیرا در این حالت، او در حال جستجوی آن پرنده و خانم خواهد بود.

مطمئنا شما ، راههای دیگری برای متوقف کردن این دعوا و عصبانیت پیدا خواهید کرد.
اما اغلب، این دعواها و ناراحتیها به اندازهای سریع رخ میدهند که این راه و روشهای جزیی، برای رفع آن موثر نخواهد بود. در این موقع ، فهماندن علت و دلیل مساله به کودک ، کاری غیرممکن است. بنابراین، بهتر است، آسایش و آرامش را در مقابل خشم و عصبانیت قرار داده و آنها را با هم تحت مقایسه قرار دهیم و با کودک به نرمی و آرامی صحبت کنیم . مطمئنا او در این زمان جیغ و فریاد میکشد ، اما این عمل برای بهبودی حالت و وضعیتش بسیار خوب خواهد بود. در تمام موارد و در این بحرانها باید وضعیت به گونهای تغییر یابد که کودک نتواند هیچگونه مانعی را در مقابل خود بیابد تا به بهانه آن، حالت تهاجمی و مبارزهجویی خویش را حفظ کرده و ادامه بدهد. حفظ کردن خونسردی، که البته همیشه کار آسانی نیست، باعث فرو نشاندن ناراحتی و عصبانیت و حالت تهاجمی کودک میشود. کوچکترین نشانه رها کردن و اهمیت ندادن به آن مساله و همچنین صحبتهای آرامش دهنده و مهربانی و محبتتان، به خاتمه یافتن این بحران کمک خواهد کرد.
همچنین دعواو عصبانیت در مکان های عمومی که باعث آزار و ناراحتی والدین میشود. ممکن است در مکانهایی مانند مغازهها و یا خیابانها رخ بدهد. در این زمان والدین، راه دیگری جز تهدید فرزند خود نمییابند و در نتیجه به او میگویند: « به خانه که رسیدیم، تو را تنبیه خواهیم کرد». تهدید کردن یک کودک، همیشه سخت و دشوار است. اما گاهی وضعیت و موقعیتی پیش میآید که والدین راه و روشهای دیگری برای انتخاب ندارند.
بطور کلی، به هنگام تهدید کردن در برابر فریادها و مبارزهجویی کودک، این را به خاطر بیاورید که عصبانیت مانند یک بیماری مسری و واگیردار است، بدین معنی که ممکن است کودکتان احساس ناراحتی و عصبانیت کند، حتی اگر شما عصبانیت خود را در مقابلش ظاهر نکنید. در نتیجه او از شما تقلید کرده و حالت عصبانیت به خود میگیرد ، گاهی شدت عصبانیت از این هم بیشتر میشود و آن در هنگامی است که کودکتان، مطیع و حرف شنو نباشد بنابراین شما در این مورد به او تذکر خواهید داد. اما او گستاخ و پررو میشود ، سپس شما او را سرزنش خواهید کرد و بعد او ناراحت و عصبانی شده و شما نیز به نوبه خود خشمگین و عصبانی خواهید شد و در آخر او جیغ و فریاد میکشد و بالاخره شما نیز متقابلا بر سرش فریاد خواهید کشید.
بهتر است سعی کنید از بوجود آمدن درگیری با کودک جلو گیری کنید. شاید این سوال پیش آید که آیا باید کودک را رها کرد و آزاد گذاشت و از سرزنش و یا تنبیه کردن او خودداری کرد؟ باید بگوییم که اینطور نیست، اما بهتر است کودک را خیلی کم سرزنش کنید.
سکوت یک حالت و خاصیت آرامش دهندهای دارد. اگر به کودک عصبانی جواب داده نشود ، در این صورت، او به مدت طولانی، جیغ و فریاد نخواهد کشید ، رها کردن کودک در اتاق خلوت هم، همین حالت را به وجود خواهد آورد. بدین صورت که به او گفته شود: «اگر باز هم میخواهی فریاد بکشی، به اتاقت برو».
اگر دفعات عصبانیت کودک خیلی زیاد بود و اگر هر چه تلاش می کنید موفق به ایجاد آرامش نمی شوید ، مشورت کردن با شخص ثالث مانند پزشک متخصص اطفال و یا روانپزشک به شما توصیه میشود.
منبع : کتاب روش های تربیت کودک - محمد رضا پور احمدی
پایگاه اطلاع رسانی بریتانیا : پژوهش ها نشان می دهند که عفونت های دوران خردسالی بدن کودکان را در برابر سرطان تقویت می کند . بر همین اساس احتمال ابتلا به سرطان خون خردسالان در کودکانی که با هم سن و سال های خود بازی می کنند و یا به مهدکودک می روند، سی درصد کمتر است.
محققان آمریکایی با بررسی نتیجه چهارده مورد تحقیق جداگانه بر 20 هزار کودک که شش هزار تن از آنها مبتلا به سرطان خون بودند، نتیجه گیری کرده اند ارتباط کودکان با هم در پیشگیری از بروز لوسمی لمفوبلاستیک حاد موثر است. به گفته آنها افزایش موارد ابتلای کودکان به عفونت های مختلف به خاطر تماس با هم سن و سال های خود، سیستم ایمنی بدن آنها را در برابر سرطان خون افزایش می دهد.
نتیجه بررسی محققان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی قرار است در کنفرانس سرطان خون در لندن ارائه شود. سرطان خون رایج ترین نوع سرطان در کودکان در کشورهای صنعتی است و از هر دو هزار کودک یک نفر به آن مبتلاست.
لوسمی لمفوبلاستیک حاد هشتاد درصد موارد سرطان خون در خردسالان را شامل می شود و معمولا در کودکان دو تا پنج ساله بروز می کند.
محققان می گویند بیشتر کودکان مبتلا به سرطان خون در دوران جنینی دچار جهش ژنتیک شده اند و پس از تولد در مواجهه با یک عفونت، دچار لوسمی می شوند. بر این اساس، افزایش مقاومت بدن کودکان نسبت به عفونت به وسیله ابتلای مکرر به انواع مختلف مقاومت بدن را در برابر ابتلا به لوسمی افزایش می دهد.
در این حال، اگر سیستم ایمنی خردسالان به وسیله ابتلا به عفونت های مختلف تقویت نشود، بدن آنها آمادگی مقاومت در برابر عفونت های بروز دهنده سرطان خون را نخواهد داشت.
برگرفته از سامانه اطلاع رسانی شبکه پزشکی کشور

بازی و رشد
محركی چون بازی بر رشدِ شناختی، عاطفی، اجتماعی و فیزیكی كودك تأثیر بسزایی دارد. تحقیقی نشان داده است، محیطی كه كودك در آن شانس بازی ندارد، چه تأثیراتی بر او می گذارد؟ تعدادی از این كودكان در محیط هایی كاملاً ایزوله زندگی كردند حتی تختهایشان طوری قرار داشت كه بچه های هم اتاقی شان را نمی دیدند. یعنی نه تنها نمی توانستند433 با یكدیگر بازی كنند بلكه حتی از داشتن ساده ترین اسباب بازی هم محروم بودند. بچه های دو ساله مانند بچه های ده ماهه رفتار می كردند، قادر به راه رفتن و حرف زدن نبودند و حتی مانند آنها تغذیه نمی شدند، هیچ یك در مورد دستشویی رفتن هم آموزشی ندیده بودند. آنها وقتی بزرگترها نزدیكشان می رفتند گریه می كردند و نیز مستعد انواع بیماری های كودكان بودند. برای همه بچه های هشت ساله فقط یك مراقب وجود داشت، اوبه قدری گرفتار بود كه نمی توانست، توجه لازم را به هریك داشته باشد.
برعكس، بچه های مهد كودك به اسباب بازی علاقه نشان می دادند و با آنها بازی می كردند، با بزرگترها ارتباط نزدیك داشتند؛ از بودن در كنار كسانی كه در مجاورتشان بودند لذت می بردند. مادرانشان هر روز با كودكان خود بازی می كردند، آنها را در آغوش می گرفتند، غذا می دادند، حمام می كردند، تعجبی ندارد كه این كودكان در سن دو سالگی می توانستند راه بروند، صحبت كنند و به تنهایی غذا بخورند. بچه هایی كه در مهد كودك نگهداری می شدند، در همه زمینه ها با بچه هایی كه در خانواده رشد كرده اند، برابری داشتند. در این پژوهش اهمیت بازی به همراه پرستار مهربان آشكار شد، چه او مادر باشد یا مربی مهد كودك. هیچ زمانی جز سالهای اولیه زندگی، بازی تأثیر خود را نشان نمی دهد. پس توجه به سالهای كودكی و تأثیر بازی، ضرورت بسیاری دارد.
كودك هنگام بازی می تواند كشف كند چه كسی است و چه توانایی هایی دارد، دنیا چیست و چگونه خود را باید با محیط هماهنگ كند. به راستی بازی می تواند به كودك اعتماد به نفس دهد، بازی كردن بچه ها راهی است به سوی شكل گیــری شخصیتـی سالم و مفید. در نتیجه برای این كه كودك در آینــده، زندگی خوب و بالنده ای داشته باشد، فرایند بازی بسیار ضروری است.
بازی و شناخت
یكی از امتیازهای بازی این است كه رشد شناختی كودك را گسترش می دهد. برای مثال بازیهای حسی – حركتی، درك كودك را از دنیای اطرافش افزایش می دهد. بازیهای جسمی به او كمك می كند تا ناتوانی های خود را بشناسد و آنها را برطرف سازد. بازیهای نمادین، به او اجازه می دهد تا واقعیات را تغییر دهد. (به حال تعلیق در آورد.)
توانایی كودك در بازی نمادین، نشانه نقطه عطفی در رشد شناختی اوست. چرا كه به تدریج ذهن او قدرت شكافتن ظاهر واقعیات را نمایان می كند. در تخیلات او خرس عروسكی می تواند ناگهان زنده شود و سخن بگوید.
همانطور كه قوه درك كودك قوی تر می شود، بهتر می تواند با استفاده از تخیلاتش به خیالپردازی بپردازد. زمانی می رسد كه او قادر است مانند بزرگترها تفكر انتزاعی داشته باشد. در طی بازی، كودك با مفاهیمی چون بزرگ – كوچك، بالا - پائین، پُر یا خالی آشنا می شود و آنها را با وضوح بیشتری درك می كند.
بازی تخیلی به كودك كمك می كند تا بفهمد چه چیزی واقعی است و چه چیزی واقعی نیست و چه چیزی با تخیل قابل تغییر و چه چیزی تغییر ناپذیر است.
بازی كردن ، كودك را قادر می سازد بر بعضی از امور پیرامونش تسلط پیدا كند، و دریابد كه نمی تواند كاملاً همه امور را تغییر دهد و همه چیز را دست كاری كند. پس او این درس را یاد می گیرد كه دنیای واقعی را نمی توان كاملاً تغییر داد.

بازی و گویش
بازی به عنوان آزمایشگاه زبان نیز عمل می كند. مثلاً فرزند یك ساله شما كلمات جدید را تجربه می كند تا ذخایر لغوی اش را غنی تر سازد و حتی در مورد درك مطلب مهارتهای خود را افزایش دهد. در طی این مراحل بچه ها همواره لغات طنز آمیز را كشف می كنند، خودشان و دیگران را با كلماتی طنز كه از خود در می آورند، سرگرم می كنند. برای خود همبازی خیالی تصور می كنند و مانند بهترین دوستشان با او مشغول گفتگو می شوند، چنین بازی های كلامی موجب می شود بینش زبان شناختی كودكان گسترده تر گردد. اگر كودك در محیطی رشد كند كه آرامش بر آن حاكم باشد، می تواند به آزمایش و اكتشاف دست بزند. بازی هم قابلیت تسلط به اطرافش را به او می دهد. او به تدریج كه بزرگتر می شود، از طریق بازی مهارتهای حل مسئله و خلاقیت را نیز فرا می گیرد و از طریق بازی های نمادین می تواند مشكلاتش را در فضایی امن تر تصوركند و راه حلهای متفاوت آن را با هم مقایسه كند.
تخیل انعطاف ناپذیر كودك، به او اجازه می دهد تا با استفاده از اشیاء اطراف خود، به خلاقیت بپردازد. بطور مثال یك قوطی را به جای طبل، یك تكه چوب رابه جای اسب و یك برگ بزرگ و پهن را به جای بشقاب در نظر بگیرد.
همچنین یك تجسم فعال به كودك كمك می كند تا از حالت بی حوصلگی و كسالت بیرون بیاید. مثلاً انتظار در مطب دكتر به نظرش كوتاه تر می آید. اما كودكی كه خیالپرداز نیست، منتظر ماندن درمطب دكتر برایش یك عمر طول می كشد.
بازی كردن قدرت تمركز حواس كودك را پرورش می دهد. از نتایج تحقیقات چنین بر می آید كه بین خیالپردازی و آستانه دقت كودك ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. چرا كه كمی خیالپردازی به كودك كمك می كند تا بتواند حسابی سرگرم باشد. پژوهشی بر كودكان پیش دبستانی ثابت كرده است بچه هایی كه قادر نیستند خیالپردازی كنند، از دقت كمتری برخوردار هستند و تمایل بیشتری به پرخاشگری و رفتار مخرب ( شیطنت ) دارند.
بازی ونظم
از دیگر فواید بازی می توان درك نظم، ترتیب و توالی مشاركت را نام برد. قوانین بازی، نحوه شروع، ادامه و خاتمه آن، فرصت مناسبی برای كودك فراهم می كند تا درباره نظم نكات بیشتری بیاموزد.
بازیهای نمایشی نیز همین فواید را دارند، مثلاً فرزند شما هنگام خاله بازی، ابتدا به میهمانهایش كه ممكن است چند حیوان عروسكی باشد، خوش آمد می گوید و آنها را روی صندلی شان می نشاند و با چای و كیك از آنها پذیرایی می كند. سپس ظرفها را تمیز می كند و در آخر به بدرقه شان می رود و با آنها خداحافظی می كند. تمام این مراحل بیانگر آن است كه رشد درك كودك از ترتیب و توالی به شكل مناسبی صورت گرفته است.

فواید عاطفی
همانقدر كه بازی فواید شناختی دارد، برای بهزیستی كودكان، فواید عاطفی را نیز به همراه دارد. بازی های تخیلی سهم بزرگی در خنده و شادی های كودكانه دارد. چنین شادمانی كودك را از حالتی خشك و ثابت بیرون می آورد. البته رضایت خاطر (خوشحالی ) كودك بازتابی احساسی است كه از خود دارد. بهترین بازی، آن است كه عزت نفس را در كودك به جریان اندازد. بازی به بچه ها اجازه می دهد تا با شرایط كنار بیایند، از این رو موجب توانمندی و موفقیت در بزرگسالی می شود. هنگامی كه فرزندتان موقع بازی، در تصور خود، خرس عروسكی اش را زنده فرض می كند یا بعضی از غولها را می كُشد یا اینكه وانمود می كند كه مامور پُست است، احساس برتری حاصل از آن به وضوح، شكوفا شدن اعتماد به نفس را نشان می دهد. بازی كردن راهی برای بیان احساسات است چرا كه به كودك این شانس را می دهد تا هیجانات منفی چون خشم، عصبانیت را خالی كند یا مفاهیم تلخی چون مرگ، بیماری و یا جدایی را درك كند. كودكی كه به تازگی تحت عمل جراحی آپاندیس قرار گرفته، شاید هنگامی كه به خانه برمی گردد، تجربه بیماری اش را با دكتر بازی نشان دهد. با این تفاوت كه این باراو دكتر است و تمام امور تحت اختیار اوست. از این رو هنگام خشم ممكن است یك حیوان عروسكی را مثلاً به دلیل خطایی كه مرتكب شده توبیخ كند و او را مورد عمل جراحی قراردهد. با دوباره اجرا كردن چنین حوادثی و معكوس كردن نقش ها، كودك به تدریج در اثر بهبودی جراحات عاطفی، ترس یا خشم باقی مانده را از بین می برد. بازی به كودك كمك می كند با چنین وضعیت های ترسناكی مانند رفتن به مطب پزشك یا رفتن به مدرسه، كنار بیاید و بهتر برخورد كند. گاهی كودك در برخورد با چنین بحرانهایی با خواهر، برادر، هم بازی اش و یا حتی خانواده اش دكتر بازی می كند. شاید هم همه سربازها یا حیوانات عروسكی اش را جمع كند و وانمود كند كه در مدرسه جلسه گرفته اند. بطور كلی باید گفت علاقه به مسابقه و بازی اضطراب را تسكین می دهد و تا حدودی آن را درمان می كند.
بازی به كودك اجازه خشونت می دهد تا تخلیه شود، به عبارتی از طریق بازی می تواند خشم خود را خالی كند و این امر برای او نوعی پذیرش اجتماعی محسوب می شود. بازی و ایفای نقش غول یا قهرمان ها به او اجازه می دهد حس كند قوی شده است ونیز بازی، بچه ها را درمیان احساسات قوی درونی شان توانا می سازد، احساساتی كه ناپیدا است.
فواید اجتماعی
بازی مهارت های اجتماعی كودك را افزایش می دهد. به ویژه نمایشی كه نوعی بازی نمادین است می تواند همدلی را در كودك پرورش دهد. در این صورت او نه تنها وانمود می كند هویت دیگری دارد، بلكه عقاید و احساسات دیگران را نیز باید به نمایش بگذارد. بنابراین خاله بازی به كودك این شانس را می دهد كه از رفتار فرزند خود خوشحال یا عصبانی شود. پرستار بازی به او كمك می كند نسبت به بیمارانش احساس همدردی كند. چنین بازی های نمادین به كودك كمك می كند، درك و شناخت او از دیگران بیشتر شود و نسبت به رفتار دیگران صبور باشد و تغییرات محیطی را بهتر بپذیرد.
بازی به كودكان اهمیت سازگاری و ارزش سازش را می آموزد. در این حین، فرزند شما بزرگ و بزرگتر می شود، به تدریج كمترخودمحوری را از خود نشان می دهد و بیشتر تمایل دارد، در بازی و مسابقات گروهی شركت كند. بازی پایه های دوستی را بنا می نهد كه شاید تا سالیان درازی ادامه یابد. سپس با وسیع شدن دنیای پیرامون كودك و تغییر یافتن تعاملات اجتماعی اش، به تدریج تأثیر نقش ها و رتبه های اجتماعی و روش برخورد با مردم را یاد می گیرد.
كمترین عملكرد اجتماعی بازی را می توان نقش انجام وظیفه ای دانست كه هریك از كودكان در بازی های گروهی عهده دار می شوند. حتی ساده ترین شكل بازی به كودك نكات مهمی می آموزد، نكاتی چون رعایت نوبت، همكاری، رقابت عادلانه و بُرد و باخت منصفانه. بیشتر بازی های پیچیده براساس مهارت های اجتماعی ساخته شده و می شود كه بدین وسیله ارزش كار گروهی و روح حاكم بر تیم را تقویت می كند. چرا كه ازاین طریق كاملاً محدودیت های مربوط به رقابت و بازی گروهی كاملاً نمایان می شود.
فواید فیزیكی
شاید آشكارترین فایده بازی تأثیر آن بر رشد جسمی كودك باشد. این تأثیر شامل رشد ماهیچه و توانایی كنترل آن است، مانند هماهنگی چشم و دست. همچنین می توان گفت عضلات بزرگ از طریق فعالیت های جسمی مانند دویدن، پریدن، دوچرخه سواری و شنا قوی می شود و عضلات كوچك از طریق فعالیت های حسی – حركتی تقویت می شود. مانند نوزادی كه تلاش می كند جغجغه اش را بگیرد یا پسری كه برای نقاشی كردن و خط خطی كردن تلاش می كند. بازی نمادین می تواند فرصت های زیادی برای رشد فیزیكی فراهم كند در انواع مسابقات، مهارت های حركتی و هماهنگی اعضا بدن افزایش می یابد. تجربه بازی حسی - حركتی مانند جویدن جغجغه، به طفل سفتی و مزه پلاستیك را می آموزد. فعالیت های حسی – حركتی به بچه های بزرگتر این فرصت را می دهد تا اَشكال، رنگ ها و سایزها را آزمایش كنند. همچنین فعالیت های جسمی منبع تحرك حسی است. برای مثال شنا به كودك اجازه می دهد خاصیت شناوری آب و كشش جاذبه زمین را تجربه كند. قدم زدن در جنگل و یا پارك به فرزند پیش دبستانی شما این شانس را می دهد كه سنگ ها، برگ ها و پوست درخت را بشناسد، صدای پرندگان و شُر شُر آب جویبار را بشنود و گل ها را ببوید. در مجموع می توانید واكنش های كودك تن را نسبت به محیط اطرافش تقویت كنید چرا كه این تشویق در تمام طول عمر، او را تغذیه می كند و زنده نگه می دارد.
برگرفته از سایت تبیان



