



جمجمک برگ خزون می ریزه از آسمون
جمجمک برگ طلا می شه از شاخه جدا
مثل این پرنده ها توهوا پر می زنه پر و پر و پر پر می زنه
به گلها سر می زنه سر و سر و سرسر می زنه
می خواستم بابت غیبت طولانی مدتم از همه خوانندگان عذرخواهی کنم و قول بدهم که بعد از این زودبه زود به وبلاگ سر بزنم و مطالب جدید بگذارم. امیدوارم شما هم با نظرات خودتون من را در این راه یاری نمایید.
ديده کمروئي در کودکان مي تواند آنها را از جمع و فعاليتهاي اجتماعي دور کند. چنانچه اين مسئله در دوران کودکي رفع نشود تأثيرات خود را در دوران بزرگسالي نشان خواهد داد. براي آشنائي با علل و راهکارهاي رفع کمروئي، اين مقاله را مطالعه بفرمائيد...
كمروئي در بين كودكان بسيار شايع است و بسياري از والدين را نگران مي كند كه چطور با اين مسئله كنار بيايند. در اين مقاله راهكارهايي جهت غلبه بر كمروئي ارائه شده است . ابتدا علل كمروئي را ذكر مي كنيم.
-
عــــوامل زمينه ساز ژنتيک
-
رابطه دلبستگــي كمتــر بين والدين و كــودك
-
ضعف در اكتساب و يادگيــري مهارت هاي اجتماعــي
-
برخورد خشن خواهـــر و بــرادر با کودک
-
دست انداختن كـــودك و مـــورد انتقاد قــــرار دادن شديد او.
جنبه هـــاي مثبت و منفـــــي كمـــــروئـــــي
كودكان كمرو كمتر درگير رفتارهاي غير اجتمائي مي شوند، چون اينگونه كودكان به نظرات ديگران راجع به خود اهميت مي دهند و هميشه مراقب و نگران رفتار خود هستند. جنبه منفي كمروئي اين است كه كودكان كمرو كمتر به انجام مهارت هاي اجتمائي مي پردازند و دوستان كمتري دارند. آنها بيشتر از انجام ورزشها و نمايش كه باعث مي شود در مقابل ديگران قرار گيرد پرهيز مي كنند. در اين صورت اين كودكان اعتماد به نفس پائيني دارند و اندوهگين و مضطرب هستند.
نقش والــــديــن در غلبــه بــر كمروئــــــي کــودکـــان
در اينجا پيشنهاد ميشود كه حداقل براي يك ماه، تا حد امكان راهبردهاي متعدد را بكار برده و مواردي را كه به نظر ميرسد اثر بخش هستند، ادامه دهيد.
۱. براي كودك از زماني صحبت كنيد كه در آن هنگام شما نيز رفتاری خجالتي داشته ايد.
وقتي كودكان از خجالتي بودن خود احساس شرم مي كنند در اين هنگام است كه عزت نفس خود را از دست مي دهند. والدين در اين مورد مي توانند به كودك خود كمك كنند يعني به آنها بگويند كه: "ما هم در اين شرايط امكان داشت خجالت بكشيم." و به آنها بگويند كه چطور شد رفتار اجتمايي پيدا كردند و بر رفتار خجالتي خود چيره شدند. كودكان چون تصويري خداگونه از والدين خود دارند، با آگاهي يافتن از چنين مطلبي در مورد خجالتي بودن خود احساس بهتري پيدا مي كنند.
۲. براي فرزندان خود توضيح دهيد كه رفتار اجتماعـــي براي آنها چه فايده هاي دارد.
كودكان وقتي بدانند انجام يك رفتار سودمند است، تمايل پيدا مي كنند تا آنرا انجام دهند. والدين تجارب شخصي خود را براي كودكان بازگو ميكنند. مثلا: "براي اينكه معلم بشوم، مجبور بودم بر كمروئي خودم غلبه كنم، چون معلم شدن نيازمند اين است كه فرد بتواند هر روز با افراد تازه صحبت كند".بدين صــورت والدين مي توانند رفتار اجتماعي را به كودكان خود بازگو كنند.
۳. هنگامي كه كودكان از برقراري ارتباط و تعامل داشتن ابراز ترس مي كنند، با آنها همدردي كنيد.
یكي از راههايي كه مي توانيد براي غلبه بر ترس فرزندان اقدام كنيد اين است كه: احساس آنها را درك كنيد و با آنها همدردي كنيد. مثلا اگر بخاطر كمروئي از رفتن به فوتبال امتناع مي كند در چنين موقعيتي والدين بگويند كه: "احساس نگراني و خجالت و ترس تو را درك مي كنم. من خودم گاهي دچار اين احساس مي شوم". وقتي كودكان مي بينند كه احساس آنها براي ديگران مهم است در اين صورت سعي مي كنند بر ترس خود غلبه كنند.
۴. از اين كه برچسب خجالتــــي به او بزنيد جدا خودداري کنید.
گاهي اوقات والدين در حضور ديگران كودك خود را خجالتي مي نامند و كودك با برچسب خجالتي بودن مواجه مي شود. در اين صورت نقش خجالتي را بازي مي كند و واقعا مي پذيرد كه خجالتي است. والدين اگر مي بينند كودك، خود در جمع زياد صحبت نمي كند به ديگران اجازه ندهد كه او را خجالتي بنامند. بلكه بگويد: "كودك من گاهي طول مي كشد تا گرم بگيرد". و كودك خود را تشويق به صحبت كردن بكنيد.
۵. مدل يا الگويي از رفتار معاشــــرتي را آماده كنيد.
والديني كه مي خواهند كودكشان رفتار اجتماعي داشته باشد خودشان بايد رفتارهاي معاشرتي خود را بيشتر كنند. دوستان و اقوام را بيشتر دعوت كنند، با همسايگان ديدار كنند و در مراكز خريد با افراد تازه و يا با افراد غريبه كه خوشايند به نظر مي آيند صحبت كنند. از آن مهمتر، با كودكان هم سن كودك خود صحبت كنند و در بازي هاي آنها شركت نمايند. شايد كودك شما در ابتدا با اين رفتار شما برآشفته شود ولي به مرور زمان به اين شيوه معاشرتي عادت خواهد كرد.
۶. فـــــرزندان را با موقعيت و افـــــراد ناآشنـــا مــــواجه سازيد.
هر قدر كودكان خجالتي با افراد ناآشنا تعامل بيشتري پيدا كنند، كمروئي آنها سريعتر كاهش مي يابد. قبل از اينكه كودك را براي تعامل داشتن هل دهيد، صبر كنيد تا با موقعيت جديد و افراد آن عادت كند. او بايد كم كم به افراد اعتماد كند و ارتباط خود را گسترش دهد. هر قدر بيشتر امكان دارد فرزند خود را با موقعيت ها و افراد بسيار گوناگون مواجه سازيد. آنها را در كنار كودكان كم سن و سال قرار دهيد زيرا بعضي از كودكان خجالتي وقتي با كودكان كم سن تر تعامل پيدا مي كنند، اعتماد به نفس بيشتري پيدا مي كنند. سعي كنيد اين موقعيت ها در منزل باشد زيرا اين كودكان در منزل بيشتر احساس اعتماد پيدا مي كنند.
برگرفته از سایت گروههای آموزشی ابتدایی
اصل پرهيز از خجالت دادن و سرزنش کردن
اگر كودك يا نوجوان را مورد سرزنش قرار دهيم و مدام از او عيب جويي كنيم يا او را مورد تمسخر قرار دهيم ، كودك يا نوجوان مورد نظر احساس حقارت مي كند و دچار عدم اعتماد به نفس مي شود و از دست زدن به هر كاري مي ترسد. اين گونه افراد در تصميم گيري ، انتخاب هدف و قبول مسووليت دچار شك و نگراني مي شوند. بهترين راه برقراري رابطه انساني ، همدلي و همفكري است نه سرزنش كردن و خجالت دادن.
يافتن راه حل بسياري از مسايل به فوريت امكان پذير نيست ، ليكن برقراري رابطه خوب بين والدين و فرزندان مي تواند بهترين نقطه آغاز باشد. به كودك يا نوجوان بايد ياد داد كه انسان گاهي اشتباه مي كند و بايد از اشتباهش درس بگيرد. ناگفته نماند اگر آبروي فرزند برده شود و عزت نفس او مخدوش گردد ، ديگر جبران يك قلب شكسته بسيار دشوار است و با دست خود همه پل هاي پشت سر خراب خواهد شد
بنابراين :
|
انسان آزاد آفريده شده است. گاهي والدين بايد در زندگي فرصت فرمانروايي و تحكم را نداشته اند و يا دائم تحت فشار بوده اند ، اكنون مي خواهند كودك خود را تحت انقياد قرار دهند و مرتب به او امر و نهي مي كنند و دستور مي دهند. توصيه مي شود اگر تقاضايي از كودك داريد حتي الامكان به شكل سوالي مطرح كنيد. براي مثال بگوييد (( دوست داري در بردن ظروف به آشپزخانه به من كمك كني ؟ دلت مي خواهد برايت يك قصه شيرين بگويم ؟ آيا مي تواني اين كتابها را سرجايش بگذاري ؟، ممكن است خواهش كنم اين صندلي را ببري تو آن اتاق ؟ و نظاير ان در هر حال بايد به كودك يا نوجوان متناسب با وسع و توان او مسئوليت داد و از او انتظار داشت. در كارهايي كه كودك قادر است انجام دهد ، از او كمك بخواهيد تا روحيه و همكاري ومشاركت در او تقويت شود ،
بنابراين :
|
كودك يا نوجواني كه در يك محيط تهديد آميز رشد مي كند ، از رشد شخصيت سالم برخوردار نيست و در آينده قادر نخواهد بود به ديگران اعتماد و با آنها ارتباط برقرار كند. |
هر كودكي نياز به امنيت رواني دارد و والدين موظف هستند اين نياز را براي كودك تامين كنند. روش هايي از قبيل عيب جويي ، لج بازي ، سرزنش ، داد و فرياد كردن ، كتك زدن ، بددهني و مشاجره كردن با كودك ، موجب مي شود كودك احساس نا امني كند و دچار اضطراب شود.
همواره هدف هاي تعليم و تربيت را در نظر داشته باشيد و يا فرزندانتان در فضايي مناسب و محرمانه و صميمي به گفتگو بپردازيد.
روشهايي مانند سر به سر گذاشتن ، يكي به دو كردن و مشاجره كردن شما را به مقصود و هدفهاي تربيتي نمي رساند ، پس از به كار بردن اين گونه روشها اجتناب كنيد و رابطه خود با فرزندتان را مخدوش نسازيد.
افزون بر اين ، به كار بستن اين گونه روشها موجب مي شود. احترام متقابل بين شما و فرزندتان از بين برود و والدين اقتدار خود را از دست بدهند.
والديني كه شكايت مي كنند كه فرزندشان به آنان احترام نمي گذارد يا به حرف آنها توجه نمي كند ، بايد به بررسي و ارزيابي رفتار خود بپردازند و ببينند چه كارهايي كردند يا چه رفتارهايي از خود نشان داده اند كه با اين وضعيت رو به رو شده اند ؟ بديهي است است اگر شما مي خواهيد فرزندتان رفتارش را تغيير دهد ، شما بايد رفتار خود را مورد ارزيابي و بازنگري قرار دهيد . گاهي اوقات برادر يا خواهر بزرگتر با خواهر يا برادر كوچكتر مشاجره مي كنند و سر به سر مي گذارند.
در اين وضعيت چون برادر يا خواهر كوچكتر قادر نيست واكنش لازم را بروز بدهد به او فشار رواني وارد مي شود و در نتيجه دچار نا امني رواني و اضطراب مي گردد.
بنابراين :
|
براي حفظ اقتدار والدين ، رعايت احترام متقابل و تامين امنيت رواني كودك و نوجوان ، از مشاجره كردن با فرزندتان اجتناب كنيد. |
هرگز توانايي ها و ناتواني هاي كودكي را با كودك ديگر مقايسه نكنيد ، زيرا كه مجموعه عواملي كه موجب شكل گيري رفتار يك كودك مي شود با كودك ديگر متفاوت است.
شايسته است تأكيد شود كه منظور از مجموعه عوامل ، آن هايي هستند كه از بدو انعقاد نطفه تا زمان حيات كودك در فرآيند رشد و تحول او در ابعاد گوناگون دخالت داشته يا دارند.
اين اصل از اهميت خاصي برخوردار است و همواره به مادران و پدران توصيه مي شود كه حتي كودك را با خواهر يا برادر ، پسر خاله ، پسر عمه ، دختر خاله ، دختر عمه يا دوستانش مقايسه نكنيد.
كودك از غرور خاصي برخوردار است و نزد همسالان و كودكان ديگر از آبرو و احترام ويژه اي برخوردار است ، لذا وقتي شما كودكي را با كودك ديگر مقايسه مي كنيد ( به طور معمول مقايسه بر اساس ناتواني ها صورت مي گيرد ) در واقع غرور او را مي شكنيد ، به او بي احترامي مي كنيد ، توانايي هاي او را ناديده مي گيرد و ناتوانايي هاي او را به منظور تحقير و سرزنش او مطرح مي كنيد و به رخ او مي كشيد.
به طور مشخص گاهي اوقات والدين زمان خودشان را با زمان فرزندشان مقايسه مي كنند و اظهار مي دارند : وقتي من بچه بودم ، هرگز اين كار را نمي كردم ! يا زماني كه من در سن شما بودم ، هميشه اين طور عمل مي كردم بديهي است ما اجازه نداريم خود و زمان خود را با فرزند و زمان او مقايسه كنيم.
به ديگر سخن ، مقايسه كردن كودك يعني ناديده گرفتن اصل تفاوتهاي فردي ، يعني خجالت دادن كودك و تحقير كردن او. بنابراين توصيه مي شود در صورت لزوم كودك را با خودش مقايسه كنيد.
اين مقايسه بايد بر اساس توانايي هاي كودك در فضايي صميمي و محرمانه صورت گيرد و بدانيد علي رغم وجود شباهتها ميان كودكان ، هيچ كودكي به طور مطلق شبيه كودك ديگر نيست.
اصولاچرا كودكي را با كودك ديگر مقايسه مي كنيد ؟ هدف شما چيست ؟ مي خواهيد به چه نتيجه اي برسيد؟
بنابراين :
|
هرگز كودك را با كودك ديگر مقايسه نكنيد بلكه با خودش و وضعيت قبلي و كنوني او مقايسه كنيد. |
در روان شناسي اگر هر رفتار مطلوبي با يك نتيجه يا پيامد خوشايندي توام شود يا هر رفتاري به دنبالش يك پاداش داشته باشد ، مي گويند آن رفتار تقويت مثبت شده است كه نتيجه آن تقويت و استمرار از آن رفتار است لذا با توجه به اين حقيقت كه انسان موجودي تشويق طلب و نتيجه گريز است و هر انساني ارزش تشويق ، تاييد ، و محبت و احسان و پاداش را درك مي كنند ، بي شك استفاده از تشويق و محبت بهترين راه ايجاد ، استمرار ، تقويت و توسعه رفتارهاي مطلوب است.
بديهي است استفاده از روشهاي نا مطلوب براي رسيدن به رفتارهاي مطلوب امكان ندارد. بنابراين استفاده از تنبيه بدني ، سرزنش كردن ، خجالت دادن ، نفرين كردن ، دشنام دادن و نظاير آن به اصلاح رفتار كودك يا نوجوان شما كمك نمي كنند. در مقابل توجه به رفتارهاي مطلوب كودك يا نوجوان به استمرار و تقويت آنها كمك مي كند ، همان طور كه توجه به رفتارهاي نامطلوب موجب استحكام آنها مي شود. يك رفتار مطلوب بايد تكرار شود تا به صورت عادي مطلوب درآيد.
گاهي اوقات كودك رفتاري را به طور تصادفي انجام مي دهد و بعد منتظر مي ماند تا عكس العمل شما را ببيند اگر شما با رفتارهاي كودك مسئولانه برخوردار كنيد و رفتار درست او را تاييد كنيد ، كودك ياد مي گيرد كه چه رفتارهايي را تكرار كند و ادامه دهد. در مقابل اگر شما رفتارهاي نادرست او را مورد توجه قرار دهيد ، موجبات بدآموزي او را فراهم كرده ايد.
طبق نظر روانشناسان تربيتي هر رفتاري مورد توجه ، اعتنا و تشويق قرار گرفتن ( تبسم كردن ، سر را به علامت تاييد تكان دادن ، سكوت كردن ، با دست روي شانه كودك زدن و نظاير آن ) آن رفتار تقويت مي شود و تكرار مي گردد. لذا بايد تقويت كننده ها را متناسب با سن ، جنس و موقيعت بكار برد.
سعي كنيد رفتارهاي مطلوب كودك را نزد ديگران به ويژه كودك و كساني را كه مورد احترام كودك هستند متذكر شويد و تشويق كنيد.
در مقابل رفتارهاي نامطلوب را در خلوت محرمانه و صميمي يادآور شويد و علت بروز اين گونه رفتارها را جويا شويد ، تا به تدريج در كودك رشد فكري بوجود آيد و خود بتواند به تحليل و علت يابي رفتارهايش بپردازد.
زماني كه رفتارهاي مطلوب كودك را تشويق مي كند به او كمك كرده ايد تا با خود سنجي و خود ارزيابي ، احساس خود ارزشمندي كند و به خود و نفسش اعتماد پيدا كند. به فرزندتان بگوييد كه چه رفتارهايي شما را خوشحال مي كند و از او چه انتظارهايي داريد. براي مثال وقتي مهمان آمد ، شما رفتار خوبي داشتيد ، وقتي من با تلفن صحبت ميكردم شما به آرامي بازي مي كرديد. در روان شناسي از روشهاي تشويق كردن به عنوان روشهاي تقويت كننده ياد مي شود.
اين روشها هر كدام مي تواند اثر تشويقي داشته باشد. دادن مسئوليت ، پاسخ دادن به تلفن ، تلفن كردن ، اضافه كردن زمان بازي ، مشاهده فيلم مورد علاقه ، پارك رفتن ، مهماني رفتن و گاهي اوقات با ارايه تقويت كننده هاي كلامي مي توان كودك را تشويق كرد و مورد تاييد قرار داد ، مانند : آفرين ، خيلي خوب ، كاري كه كردي مرا خوشحال كرد ، تو موجب افتخار من هستي ، من از اين كار تو راضي هستم. كار تو بهتر شده و داري پيشرفت مي كني. همواره بايد به كودك كمك تا ارتباط ميان دريافت پاداش و رفتارش را بفهمد و بداند نابرده رنج و گنج ميسر نمي شود
به طور كلي هدف تعليم و تربيت ، ايجاد افزايش و گسترش رفتارهاي مطلوب و كاهش و از بين بردن رفتارهاي نامطلوب است و. اين مهم محقق نمي شود مگر از طريق بكار بردن تقويت كننده ها به طريق درست و مناسب. البته فراهم كردن شرايطي كه كودك به خود تشويقي بپردازد از اهميت خاصي برخوردار است.
بنابراين :
|
تشويق ، تاييد و تحسين رفتارهاي مطلوب كودك يا نوجوان و تقويت نقاط قوت او مهمترين روش برقراري ارتباط با كودك يا نوجوان است. |
نياز كودكان به مهر و محبت به اندازه كافي شناخته شده است، اما اين شناخت كه عشق و علاقه نه تنها در پختگي عاطفي نقش دارد بلكه ساختار مغز را نيز متاثر ميكند، يافته جديدي است
به گزارش پايگاه اينترنتي مجله علمي "روانكاوي" آلمان، به هنگاميكه دانشمندان كودكان يتيم يك كشور اروپاي شرقي را مورد مطالعه قرار دادند، در مغز آنها "حفره سياهي" يافتند كه طبيعتا بايد
"Kortex "orbitofrontale
باشد. اين همان بخش از مغز است كه مسووليت رشد و تحول در درك احساس و ساخت، عملكرد و هضم عواطف، تجربه زيبايي و لذت، لياقت و هنر رفتار و برخورد عاقلانه با ديگران را برعهده دار
.
پژوهشهاي علم اعصاب و تحقيقات بيوشيمي با كمك و كاربرد تكنيك پويشگري مغز و مطالعات برشهاي آن، ثابت كردهاند كه سيستم اعصاب نه تنها به تحريكات عواطفي عكسالعمل نشان ميدهد، بلكه در اساس شكل ميگيرد
مغز يك نوزاد هنوز به خوبي شكل نگرفته و بدون ساختار است و براي رشد و تحول خود به تحريك نياز دارد، نه تنها به تحريكات محسوس و شناختي در اشكال و انحاء گوناگون مثل بازيها، رنگها يا موزيك، بلكه به برخوردها و رفتارهاي محبت آميز نيز محتاج است
لبخند، تماس چشمها و وجود يك غمخوار و پرستار سبب آرامش و آسودگي خاطر و
همزمان نيز ترشح هورمونهايي در
" "frontale Kortexpr
ميگردد يعني در آن بخشي از مغز كه در همان سالهاي نخستين شكل ميگيرد و در پختگي رشد و تحول رفتار اجتماعي سرنوشت ساز است.
هر چه روابط و تاثيرات متقابل مثبت بيشتري بوقوع بپيوندد، اتصالات و شبكههاي بهتر و بيشتري در اين بخش ايجاد ميگردد
بدين ترتيب، نظريه پيوند "جان بوولبي" كه گهگاه مورد ترديد قرار ميگرفت بوسيله پژوهشهاي بيولوژيكي تاييد شد
نظريه بوولبي ميگويد، رشد و تحول يك كودك از طريق تجربه پيوندها و دلبستگيهاي دوران كودكي به نحو مثبت و يا به گونهاي منفي تحت تاثير قرار مي گيرد
يكي از مطالعات انجام شده در دانشگاه "ويسكونسين" آمريكا نشان داد كه نحوه و چگونگي عكسالعمل يك فرد در مقابل فشارهاي روحي در سنين كودكي تعيين ميشود
"نوزاداني كه با مادران تحت فشار روحي يا افسردگي بزرگ ميشدند، بعدها بيشتر از حد متوسط آسيب پذير بودند. اينها در مواقع سخت و پيچيده با ترشح شديد هورمونهاي فشار عكس العمل نشان ميدهند"
جالب توجه اينجا است كه كودكاني كه در سنين بالاتر مادران خويش را افسرده تجربه ميكردند، از عكس العمل شديد مشابهي برخوردار نبودند
بنابراين خاطرات بد اوليه نه تنها رفتار را نقش ميدهد بلكه بر طبق علوم و شناختهاي جديد، عكسالعملهاي الگويي فيزيولوژيكي مغز را كه تعيينكننده چگونگي برخورد و رفتار ما با احساسات و ديگر اشخاص هستند، نيز تحت تاثير قرار ميدهند
بر اساس اكتشافات جديد، اين پرسش در ظاهر ساده كه آيا بايد نوزاد عاجز گريان را در بغل گرفت و آرام كرد، ديگر به استيل تربيتي مربوط نميشود
واقعيت غير قابل بحث آن است كه نوزادان خود قادر به از ميان بردن فشارهاي روحي و احساسي خويش نيستند، آنها به هنگام هيجان و برآشفتگي، قدرت تغيير خودآگاه و انحراف ذهن خويش را ندارند
در اين موقعيت "هيپوتالاموس" موادي را بعنوان علامت توليد ميكند كه باعث ترشح هورمن فشار "كورتيزول" ميگردد
در سالهاي پس از دوران كودكي، مغز در مواقع سختي و فشار يا با توليد بيش از حد هورمون كه نتيجه آن بروز ترس و افسردگي است و يا با توليد كمتر از حد لازم كه نتيجه آن سردي عواطف و بروز خشونت است، عكس العمل نشان مي دهد
نتيجهگيري از اين شناختهاي جديد علمي تنها چنين ميتواند باشد كه نوزاد در سالهاي اوليه زندگيش به فردي نيازمند است كه برايش شناخته شده باشد، فردي كه حال و احوال نوزاد را درك كند، فردي كه به وي لبخند بزند و با محبت و مهرباني رفتار كند
خانم "سو گرهاردت" متخصص روان درماني ترديد دارد كه پرورش و تربيت نوزاد توسط افراد غريبه بتواند اين كيفيت پرورشي را بوجود آورد.
وي ميگويد: در كودكان كم سني كه توسط غريبهها پرورش مييابند، احتمالا اين كمبود تجربه كه وجود و مفهوم خاصي براي ديگري داشته باشد، وجود دارد.
"آنها ميآموزند كه بايد در انتظار علاقه و توجه ديگران باقي بماند"
والدين نيز در سالهاي نخستين نياز به حمايت ديگران دارند، مثلا در صورت وجود مشكلات با كودك به كمكهاي روان درماني يا به موسسات اجتماعي و گروهها و همدردان مشترك احتياج دارند تا به اين وسيله بتوانند از تنهايي و ايزوله شدن خود جلوگيري نمايند
برگرفته از سایت کودکان

